المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
39
التنبيه والإشراف ( فارسي )
و اين ناحيه منسوب به نبطيان است كه ولايت آريان شهر است و معنى آن شهر درندگان است كه درندگان را به نبطى آريان گويند و مفرد آرياست و نبطيان را از قوت و شجاعت و بزرگى ملك و كثرت سپاه بدرندگان همانند كردهاند ، و چون بسبب نفاقها و جنگها و اختلافها و جدائى كه ميان ممالك نبطيان بود پارسيان بر آنها چيره شدند و ملكشان پيوسته شد و روزگارشان دوام يافت . نبطيان نيز بجملهء پارسيان درآمدند و از آنها نيرو گرفتند و به آنها منسوب شدند ، پس از آن اسلام بيامد و بيشتر نبطيان همين روش گرفته بودند و از نبطى بودن عار داشتند كه شوكتشان برفته بود و بيشترشان به ملوك پارس انتساب جستند تا آنجا كه يكى از شاعران متأخر در اين باب گويد : « اى روزگار واى بر تو اين غلط كارى تا بكى كه فرومايهاى اوج گيرد و بزرگى سقوط كند ، شير پيوسته در باغ باشد و اسب خوب بى علف بسته باشد ، اهل دهات همگى دعوى انتساب خسرو قباد دارند ، پس نبطيان كجا هستند ؟ » بسيارى كسان سياهبوم را كه همان عراق است تحديد كرده و گفتهاند : حد آن از طرف مغرب و بالاى دجله از ناحيهء اثور كه همان موصل است دو دهكده است كه يكى بنام علث معروف است و در سمت شرقى دجله است و از ولايت بزرجسابور و دهكدهء ديگر معروف به حربى است كه در مقابل علث و در سمت غربى ولايت مسكن است و حد شرقى جزيره ميان رود است كه بدرياى پارس پيوسته است . اين جزيره جزو ولايت بهمن اردشير است كه آن طرف بصره و مجاور درياست كه فاصلهء اين دو حد و طول عراق يكصد و بيست و پنج فرسخ است ، حد شمالى از عقبهء حلوان تا محل معروف به عذيب و حد جنوبى قادسيه است و فاصلهء اين دو محل كه عرض عراق باشد هشتاد فرسخ است و حاصل ضرب اين دو رقم ده هزار فرسخ مىشود . فرسخ دوازده هزار ذراع معمولى است و به ذراع هاشمى كه ذراع مساحى است